سلام
دوستان گرامی آقایان و خانوم ها
من تکمیل ظرفیت شمسی پور قبول شدم و این ترم متاسفانه آخرین و تنها ترمی بود که با هم بودیم.
ازتون خیلی چیزا یاد گرفتم و یکی از بهترین ترمهای تحصیلی من تو دانشگاه علم و فرهنگ رقم خورد.
حلالم کنید و خدا حافظ .
توجه کنید این خبر رو به هیچ وجه کسایی که بیماری قلبی دارن یا نمی تونن صحنه اعدام یه جنایتکار رو ببینن نبینن
ادامه مطلب ...روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند
توی هیاهوی زندگی ، توی اینهمه بی خیالی ، توی این همه رفت و آ مد پوچ و تو خالی نه صدایی و نه نوایی.
نمره هام خیلی کم شده نمی دونم چم شده ، دارم کم کم جا میزنم
خدا کنه آقا منو از کلاس بیرون نکنه ،
خدا کنه نمره هام رو نشون نده که ابروم بره ،
خدا کنه بقیه مثل من نباشن تا اشک آقام جاری نشه تا فکر کنه زحمتاش فایده نداشت تا فکر نکنه هیچ شاگردی خوبی بین اینهمه شاگرد جور وا جور نداشت .
حالا خودمونیم درس عشق آقا خیلی آ سونه و هم شیرینه نمی دونم چرا نمره ها پائینه ، حتما تنبلی از خودمونه حتما .
کاش بیشتر درس خون بودیم ، کاش بیشتر به فکر آ قا بودیم .
صحبت از بودن یا نبودن نیست رفیق ، صحبت از شادی دل آقامونه، نشستی ته کلاس هواست که به درسه عشق نیست ، داری حرف هم می زنی و نظم کلاس رو هم به هم می زنی وقتی هم میای پای تخته سکوت می کنی و برمیگردی از آقا شکایت میکنیو میگی که شما درسو خوب نگفتین.
خدا کنه نمره ی پایان ترم ما آقا رو شرمنده نکنه که مجبور بشه واسه اینکه ما با نمره 10 درسشو پاس کنیم رو بزنه به مدیر گروه و واسه ما ریش گرو بزاره .
خدا کنه آخر ترم که داریم از هم دیکه جدا میشیم آقا بیاد و یه عکس یادگاری با ما بگیره.
خدا کنه سر امتحانه پایانه ترم بیاد سر جلسه ، که بودنش قوت قلبه.
خدا کنه آقا این جمعه بیاد و مهمونه خونمون بشه ، آخه آقا از راه دوری امده که فقط به ما درس بده و تو این شهر غریبه و هیچ کس و نداره .
از خودم بدم میاد از همه اونایی که مثل من هستن بدم میاد ، اما خوش به حال مون می دونی چرا؟ چون ارباب با این همه بدی بازم از ما خوشش میاد ار ه خوشش میاد چون هر چی باشه بازم شاگرد کلاسشیم .
بیل گیتس: اگرفنّاوری جنرال موتـــورز با سرعتی همســــان فنّاوری کامپیوتر پیشرفت کرده بود، امروز اتومبیلهایی سوار میشدیم که:
- سرعتشان 22000 مایل بر ساعت بود!
- مصرف بنزین آنها 4 لیتر درهر 1000 مایل بود!!
- بهای آنها 25 دلار بود!!!
پاسخ جنرال موتورز:
1- بدون هیچ دلیلی ماشین شما در روز دوبار تصادف میکرد!
2- هردفعه که خطهای وســط خیابان را ازنو نقاشی میکردند شما باید یک ماشین جدید میخریدید!
3- گاه و بیگاه ماشین شما درخیابانها از حرکت باز میایستــــاد وشما چارهای جز استارت (Restart) مجدد نداشتید!
4- هربار که جنــــرال موتورز مدل جدیدی را به بازار عرضه میکرد خریداران ماشین باید راننــــدگی را از اول یاد میگرفتند چون هیچ یک از عملکردها و کنترلهای ماشین مانند مدل قبلی نبود!
5- برای خاموشکردن ماشین باید دکمه استارت را میزدند!
6- جنرال موتورز خریداران ماشینهایش را مجبور به خرید نقشههای راههایی میکرد که ممکــــن بود اصلاً به درد راننـــدگان نخورد.
7- کیسة هــــــوا قبل از بازشدن در هنگام تصادف از شما میپرسید:
Are You Sure?!